تبلیغات شما در اینجا
X
محرم در آبادان

سرويس فتوبلاگ فارسی

صفحه اصلی   -   گالری عکس   -   تماس با نویسنده

 


    محرم در آبادان

  ای آبادان پر بلا، گلهای پرپرت کو یاران رهبرت کو



پروفايل مدير




ذاكر و چاكر شاه شهيدان حسين ابن علي(ع) ج _ افشار حسينيۀ بوشهريهاي آبادان

سن : 44 سال
محل زندگي : آبادان

وضعيت در ياهو:




آرشیو موضوعی

این وبلاگ را تقدیم میکنم....
آشنایی با مداحان آبادان
اخبار ايّام محرم در آبادان
تفسيری چند بر اشعار فايز
شرح زندگی مرحوم ناخدا
عکس مسجد النبي
28 صفر 87و عکسهای مراسم
سالروز آزادی خرمشهر
یاس کبود
عروج پیر جماران
لیلة الرغائب
حلول ماه خدا
محله‌هاي آبادان
شهر من بوسه بر خاکت
میلاد امام حسن (ع)
شهادت مولی الموحدین
لیالی القدر
عید رمضان
سالروز شکست حصر آبادان مبار
ندای ایثارگران
حماسه مردمی ذوالفقاری


آرشیو ماهانه

آبان 1388
مهر 1388
شهريور 1388
تير 1388
خرداد 1388
ارديبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دي 1387



پيوند ها
بخشو رحمت الله عليه
آواي ليان
با شهيدان آبادان
حضرت رقیه سلام الله علیها
اهل آبادان
سايت خبري آبادان نيوز
آلاچيق
آبادان شهر خدا
براي دخترانم
فتو وبلاگ آبادان
مین و زندگی
خدمات وبلاگ نویسان جوان _ نوحه
ابزار وبلاگ نویسان ایرانی
خدمات وبلاگ نویسان جوان
حب العباس
وبلاگ قرانی
سایت شهید آوینی
استخاره با قرآن
دانشگاه آزاد آبادان
آبادان-پی سی
ابزار وب
تفأل به حافظ
پارس قرآن-جستجو
موسسه فرهنگی تبیان
راهنمای اوقات شرعی
سازمان هواشناسی
پورتال جامع پارسی
تابنده تر ازخورشید-شهدا
عاشورا
اروند طلایی-کوکا
ویکی پدیا-آبادان
ایلیا
فروشگاه اینترنتی
کالای دیجیتال
کامپیوتر تایمز
آریاموبایل
قوه قضائیه
ثبت واحوال کشور
مادر-بلاگرجوان
دوست خدا
خدا همین نزدیکی هاست
اشک آتش
یار انلاین
هفته نامه یادگاری
وبسایت5مهر _آبادان
بچه ابادان-صنعت
کویر خاطرات-کشتکار
از همه جا-محمود


آمار وبلاگ

تعداد بازديدهای اين وبلاگ:

خدمات وبلاگ نویسان

خروجی RSS




اولین شکست بزرگ ارتش عراق


 

سالها تاریخ شمسی گشت و گشت

شادمان شد تا شنید این سر گذشت

روز میلاد امام هشتم است

هشت هشت جمعه ی هشتاد و هشت

میلاد مسعود هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت مبارک باد.

               *********

اولین شکست بزرگ ارتش عراق

حماسه مقاومت مردمی ذوالفقاری آبادان

 

و چه زیباست مصادف شدن این پیروزی در 8/8/59 و میلاد سلطان طوس، شمس الشموس، امام هشتم در جمعه ی 8/8/88

قریب چهل روز از آغاز جنگ تحمیلی می گذشت، چهل روزی که برای مردم شهرهای مرزی بسیار سخت گذشت. که شاید تلخ ترین خاطرات زندگیشان در این زمان رقم خورد. خانه و کاشانه ویران و در به در شهرهای دیگر شدند .خرمشهر در آستانه سقوط بود که نیروهای بعثی از رودخانه کارون عبور کردند، بعد از مقاومت عده ای از فرزندان رشید آبادان در جبهه مارد که منجر به توقف ارتش عراق شد، آبادان از یورش مستقیم برای تصرف شهر ر هایی یافت و خون پاک عزیزانی همچون مهدی فرحانیان، عبدالنبی شولی ، پرویز شکرالهی، جهانبخش گلابزاده، محمد باقر کریمی خوزانی و... راه را بر دشمن زبون بستند و این اولین مقاومت رو در رو با دشمن بود که در جبهه آبادان رقم خورد. بعد از این واقعه، دشمن بیابانهای اهواز و ماهشهر را طی کرده و از روبروی روستای سادات باعبور از رودخانه بهمنشیر در بخش انتهایی شهر قصد تصرف تنها جاده تدارکاتی خسروآباد و به اسارت گرفتن مردم آبادان را داشت. خصم دون شبانه از رودخانه عبور کرد و به نخلستانهای ذوالفقاری وارد شد روستاییان را به اسارت در آورد و جمعی را نیز به شهادت رساند، دریاقلی سورانی که در کنار نخلستان اوراق فروشی داشت وقتی از ورد عراقیها باخبر شد به سرعت به سمت مسجد شهر حرکت کرد،در مسیر خود هر که را می دید خبر ورود دشمن را اعلام می کرد وقتی به سپاه آبادان واقع در باشگاه ایران رسید خبر را به اطلاع آنان رساند هر چند که در برخورد اول برای آنان باور کردنی نبود اما با اصرار و بی تابی دریاقلی آنها مجاب گشتند و تمامی نیروهایشان را به سمت کوی ذوالفقاری گسیل داشتند و به مساجد و رادیو آبادان نیز اطلاع دادند. سیل جمعیت مردمی بود که به سوی خط مقدم روان شدند و دریا قلی بعد از پایان رسالت اطلاع رسانی به مشهد خویش بازگشت و در میان درگیری شدید به کمک رزمندگان پرداخت. با هجوم مردمی به سمت دشمن، خداوند نصرت خویش را محقق ساخت و خصم را به وحشت انداخت و آنها را مجبور به عقب نشینی کرد و رودخانه بهمنشیر مملوءشد از کشتگان بعثی . این هجوم مردمی به سوی دشمن بعد از چهل روز جنگ سرآغاز اولین شکست بزرگ ارتش عراق در ذوالفقاری آبادان گردید


تهيه شده توسط ج -افشار در تاريخ جمعه ۸ آبان ۸۸ ساعت ۰۱:۱۴ | نظرات (31)

اولین شکست بزرگ ارتش عراق


 

اولین پل مهندسی شناور که بعد از تجاوز ارتش عراق به منطقه ذوالفقاری در تاریخ  9/8/59 به دست بچه های جهاد و سپاه با وسایلی که در پالایشگاه آبادان موجود بود بر روی رودخانه بهمنشیر زده شد . چند ماه بعد نیز از همین پل بر روی رودخانه بهمنشیر در حوالی روستای مدن نیز زده شد .




تهيه شده توسط ج -افشار در تاريخ جمعه ۸ آبان ۸۸ ساعت ۰۱:۰۸ | نظرات (2)

اولین شکست بزرگ ارتش عراق


 

خودروی متجاوزین بعثی عراق که پس از عبور از رودخانه بهمنشیر در منطقه ذوالفقاری آبادان به دست رزمندگان منهدم گردید .
نفر سمت راست : حاج ورامینی می باشد




تهيه شده توسط ج -افشار در تاريخ جمعه ۸ آبان ۸۸ ساعت ۰۱:۰۳ | نظرات (1)

ندای ایثارگران


 

سلام...

تعدادی از رزمندگان دفاع مقدس در حال آماده کردن متن شکوائیه خود علیه مهدی کلهر مشاور رسانه ای رئیس جمهور هستند .

چندی پیش مهدی كلهر در گفت و گو با ایرنا ، ظلم ستیزی جوانان در جنگ تحميلي را متاثر از فیلم های وسترن امریكایی و ایتالیایی دانسته بود.

درهمين زمينه "احمد خورشیدی" دبیر کل جمعیت خدمتگزاران و سردار دوران دفاع مقدس نيز در گفتگو با خبرنگار شفاف ضمن اظهار تعجب از بيان چنين سخناني و با بيان اينكه به عنوان فردي كه از ابتدا تا انتهاي جنگ تحميلي هم فرمانبري كردم و هم فرماندهي از شنيدن اين سخنان دلم گرفت، گفته بود: اگر گفته هاي آقاي كلهر صحت داشته باشد بنده به عنوان سردار دوران دفاع مقدس از ايشان شكايت خواهم كرد و " اگر اين دولت نيز به شكايت من رسيدگي نكند،‌ آقاي كلهر بداند كه به خاطر اين حرف زننده اش 2 تا كشيده به من بدهكار است".

خورشيدي در گفتگو با خبرنگار شفاف خبر از آماده كردن شكايتي بر عليه كلهر داد.

اين سردار دفاع مقدس با بيان اينكه دوستان خود را مامور به تهيه شكايتي بر عليه كلهر كرده ايم، گفت: مي خواهيم به شكل طوماري كه به امضاي حدود صد نفر از رزمندگان جنگ تحميلي و جانبازان برسد بر عليه اين اظهارات مشاور رسانه اي رييس جمهور اقدام كنيم.

خورشيدي همچنين خبر از آماده شدن اين طومار تا اوايل هفته آينده داد

ای آب ندیده وآبی شده ها     
بی جبهه وجنگ انقلابی شده ها

*****

مدیون شب حمله جانبازانید  
 ای بر سر سفره آفتابی شده ها




تهيه شده توسط ج -افشار در تاريخ پنجشنبه ۲۳ مهر ۸۸ ساعت ۱۰:۲۸ | نظرات (28)


سالروز شکست حصر آبادان مبارک


 

گوشه ای از خاطرات هشت سال دفاع مقدس

در پنجم مهرماه 1360 ساعت یک بامداد عملیات ثامن الائمه با رمز نصرمن الله و فتح القریب با هدف شکست حصر آبادان شروع شد.در اين عمليات آبادان از محاصره 349 روزه خارج شد و فرمان امام‌خمینی(ره) مبنی بر شكست حصر آبادان، در مدت 48 ساعت تحقق یافت. در نتيجه نظاميان ارتش متجاوز صدام به غرب رودخانه كارون عقب‌نشيني كردند. صدام پس از این شكست 7 تن از فرماندهان ارتش خود را تیرباران كرد.

آن زمان من به اتفاق دوستان بسیجی و پاسدار در سپاه آبادان بو دیم و قرار شد بچه ها بعد از شروع عملیات به کمک نیروها در خط مقدم بروند، من آن شب متأسفانه هر چه تلاش کردم که خودم را به عملیات برسانم به خاطر سن و سال کم (حدودا 15 ساله بودم) موفق نشدم  ولی تا پاسی از صبح بیدار بودم به محض شروع عملیات آتش توپ و خمپاره فضای منطقه را روشن و سروصدای عجیبی به راه افتاد و من لحظه به لحظه اخبار عملیات را پیگیری می کردم این اولین عملیات گسترده نیروهای نظامی ایران بود که از چند محور به دشمن حمله می شد. از سمت شمال آبادان ایستگاه هفت و ایستگاه دوازده و فیاضیه و محور دیگر از طرف دارخوین به سمت جاده اهواز آبادان، عراق که اصلاً انتظار همچین عملیات گسترده ای را نداشت تقریباً غافلگیر شده بود عملیات در محور دارخوین با پیشروی خوبی انجام شد ولی  در محور فیاضیه با مشکل روبرو شد چون عراقی ها کانالی را که قبلاً توسط بچه ها حفر شده بود، شناسایی کرده بودند. عراقی ها در فیاضیه و ایستگاه دوازده از خود مقاومت نشان می دادند ولی هنگامیکه متوجه شدند در حال محاصره هستند و عقبۀ آنها در خطر افتاده بالاخره با تلفات سنگین عقب نشینی کردند حوالی ساعت ده - یازده صبح بود که ما با بچه های بسیج آبادان که در حدود یک گروهان تازه نفس بودیم، با اتوبوس به آن سمت پل ایستگاه هفت رفته و در جاده آبادان اهواز مستقر شدیم. البته تعداد زیادی از بچه های سپاه و بسیج آبادان در شب عملیات در خط حضور داشتند و ما به عنوان نیروی کمکی وارد منطقه شدیم. در آنجا نیروهای رزمندۀ اعزامی از شهرهای مختلف و لشکر 77 خراسان(پیروز) از ارتش با تانک ونفربر حضور داشتند. منطقه زیر آتش توپخانه دشمن قرار داشت و مرتباً گلوله باران می شد. ما درجادۀ به طرف رودخانۀ کارون به صف شده و منتظر دستور حرکت بودیم. من یک اسلحۀ کلاش غنیمتی و یک بیسیم پی آرسی داشتم که قرار بود مرتباً با بیسیم موقعیت خودمان را به ستاد عملیات جنوب که در هتل آبادان مستقر بود گزارش دهم در همین موقع مسئول ستاد آقای بنادری آمد و گفت سریعاً حرکت کنید. ما تا نزدیکی رودخانه کارون رفتیم تقریباً ساعت یک بعد از ظهر بود، هوا گرم و اجساد عراقی ها بر روی زمین پراکنده افتاده بود و دود ناشی از سوختن تانکها و خودروهای عرا قی فضا را پر کرده بود. چندین عراقی توسط نیروهای خودی به اسارت در آمده بودند و من آنجا برای اولین بار سربازان عراقی را از نزدیک می دیدم که از ما از لحاظ سنی خیلی بزرگتر ولی هیچگونه شجاعتی در آنها دیده نمی شد. از کنار کارخانه شیر پاستوریزه رد شدیم تمامی کارخانه منهدم شده بود و نزدیک به کشتی سازی اروندان که کنار کارون بود رسیدیم، بدنه کشتی های کوچک فلزی پر از ترکش شده بودند حالا دیگر در تیررس دشمن قرار گرفته بودیم وقتیکه به کنار رودخانه کارون رسیدیم سریعاً در سنگرهایی که عراقی ها از قبل آنجا درست کرده بودند وارد شدیم و خوشحال از اینکه دیگر احتیاجی به ساختن سنگر نداشتیم. ولی هنوز کنار رودخانه از عراقی ها پاکسازی نشده بود. از آنجا به شهر آبادان نگریستم. در طول محاصره آبادان آرزو داشتم که یکبار دیگر بر روی جاده آبادان اهواز و آبادان ماهشهر بیایم و این آرزو برآورده شده بود. پالایشگاه آبادان بر اثر شلیک پیاپی گلوله های عراقی در آتش می سوخت و شهر آبادان را دود فرا گرفته بود و این آتش سوزی از اوایل جنگ ادامه داشت.در همین حین که در حال فکر کردن بودم ناگهان صدای بچه ها که فریاد می زدند عراقی،عراقی.... به خود آمدم. یه عراقی در سنگر بود که ما متوجه آن نشده بودیم یکدفعه آن عراقی از سنگر بیرون آمد ومن که جا خورده بودم اسلحه را آماده شلیک کردم ومی خواستم تیراندازی کنم که یکی از بچه ها که از من بزرگتر بود گفت: جعفر شلیک نکن اون عراقی با ترس و وحشت عجیبی خود را بر روی زمین انداخت و گفت دخیل یا خمینی .... سپس بچه ها او را اسیر کرده، سریعاً بوسیله خودرو به عقب فرستادند.

حالا دیگر خورشید کم کم غروب می کرد و هوا تاریک میشد.ما در سنگرها مستقر شده و خیلی هم گرسنه بودیم، به لطف انبار پر از آذوقۀ عراقی ها از گرسنگی در آمدیم. تن ماهی، کنسرو لوبیا و نون به اندازه کافی آنجا بود. تا حدودی از آتش عراقی ها کم شده بود. من بوسیله بیسیم گزارش منطقه را به ستاد اعلام میکردم. آنشب تا پاسی از صبح بیدار بودیم و چون خیلی خسته شده بودم ساعتی خوابم برد اما صبح زود با صدای انفجار گلوله ها بیدار شدیم. برای نماز صبح مقداری آب تهیه و نماز را سریع خواندیم هوا روشن شده بود که نیروهای پشتیبانی رسیدند و مستقر شدند ما تا ظهر آنجا ماندیم که با دستوری که از ستاد رسید خط را به نیروهای تازه نفس سپرده و با بچه ها به سپاه آبادان برگشتیم. در محوطۀ سپاه با دوستان سرگرم گفتگو و بحث دربارۀ عملیات شدیم که متوجه شدم چند تن از دوستان در عملیات  شهید شده  بودند.مهدی روزبه،رجب ذاکر،علیرضا تاج الدینی،صمد عبادی،سیف اله حسین پور،حمید رضا  ذاکری،و.................... روحشان شاد

چند عکس از آن روزگاران

  یاد باد آن روزگاران..........یاد باد

 

 




تهيه شده توسط ج -افشار در تاريخ جمعه ۳ مهر ۸۸ ساعت ۱۰:۴۰ | نظرات (39)


آخرین عکس ها































[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ 8 ] [ 9 ]   صفحه آخر>

این فتوبلاگ / وبلاگ با استفاده از سایت وب فتو راه اندازی شده است