تبلیغات شما در اینجا
X
محرم در آبادان

سرويس فتوبلاگ فارسی

صفحه اصلی   -   گالری عکس   -   تماس با نویسنده

 


    محرم در آبادان

  ای آبادان پر بلا، گلهای پرپرت کو یاران رهبرت کو



آرشيو موضوعي

این وبلاگ را تقدیم میکنم....
آشنایی با مداحان آبادان
اخبار ايّام محرم در آبادان
تفسيری چند بر اشعار فايز
شرح زندگی مرحوم ناخدا
عکس مسجد النبي
28 صفر 87و عکسهای مراسم
سالروز آزادی خرمشهر
یاس کبود
عروج پیر جماران
لیلة الرغائب
حلول ماه خدا
محله‌هاي آبادان
شهر من بوسه بر خاکت
میلاد امام حسن (ع)
شهادت مولی الموحدین
لیالی القدر
عید رمضان
سالروز شکست حصر آبادان مبار
ندای ایثارگران
حماسه مردمی ذوالفقاری


آرشیو ماهانه


آبان 1388
مهر 1388
شهريور 1388
تير 1388
خرداد 1388
ارديبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دي 1387



پيوند ها
بخشو رحمت الله عليه
آواي ليان
با شهيدان آبادان
حضرت رقیه سلام الله علیها
اهل آبادان
سايت خبري آبادان نيوز
آلاچيق
آبادان شهر خدا
براي دخترانم
فتو وبلاگ آبادان
مین و زندگی
خدمات وبلاگ نویسان جوان _ نوحه
ابزار وبلاگ نویسان ایرانی
خدمات وبلاگ نویسان جوان
حب العباس
وبلاگ قرانی
سایت شهید آوینی
استخاره با قرآن
دانشگاه آزاد آبادان
آبادان-پی سی
ابزار وب
تفأل به حافظ
پارس قرآن-جستجو
موسسه فرهنگی تبیان
راهنمای اوقات شرعی
سازمان هواشناسی
پورتال جامع پارسی
تابنده تر ازخورشید-شهدا
عاشورا
اروند طلایی-کوکا
ویکی پدیا-آبادان
ایلیا
فروشگاه اینترنتی
کالای دیجیتال
کامپیوتر تایمز
آریاموبایل
قوه قضائیه
ثبت واحوال کشور
مادر-بلاگرجوان
دوست خدا
خدا همین نزدیکی هاست
اشک آتش
یار انلاین
هفته نامه یادگاری
وبسایت5مهر _آبادان
بچه ابادان-صنعت
کویر خاطرات-کشتکار
از همه جا-محمود


آمار وبلاگ

تعداد بازديدهای اين وبلاگ:

خدمات وبلاگ نویسان

خروجی RSS




محرم آمد و دلها غمين است .


 

با آمدن ماه محرم مراسم عزاداري سيد و سالار شهيدان در جاي جاي آبادان بر پا شد. در محله هايي كه سينه زني سنتي برگزار ميگردد و از سابقۀ بيشتري برخوردار مي باشند ميتوان به حسينية  بوشهريها ، حسينية بلوچها ، حسينية زنگويي ، مسجد سيدعلي النقي ، مسجدالنبي(ص)، حسينۀ شاهمراد اشاره كرد. البته مساجد و حسينه ها و تكايا و هيئت هاي ديگري نيزوجود دارند كه برخي ازآنها بعد از جنگ تحميلي به كوشش جوانان محله هاي مختلف داير گرديد كه قدمت چنداني ندارند ، ولي از اين سنت پيروي مي كنند . در حال حاضر در اكثر محله هاي آبادان سينه زني سنتي به همراه سنج و دمّام، مرثيه خواني، تعزيه و... برگزار ميگردد.

مداحاني كه در حال حاضر در محله هاي معروف آبادان به نوحه خواني مشغول هستند، عبارتند از :

_   جعفر افشار پور حسينية بوشهريها

_  رودباري،  ميرزايي، جوزاري، ......... حسينية بلوچها

_مرحوم علي سياوشي پور،مسعود سياوشي پور...... حسينية زنگويي (متأسفانه چند سالي است كه مراسم برگزار نميشود)

_   _مرحوم مسعود بم، اردشير مرادي، گرگين ……… مسجد سيدعلي النقي

_  _جاسم عيسي پور ……… مسجدالنبي (ص)

_  _فرشيد رودباري ……… حسينية شاهمراد

_  _علي خدري ………… تكيه لين ده احمدباد

_  _افشين شيراوژن……… حسينية شيرازي ها

ويز_پرويزخردمند …… هيئت رزمندگان آبادان 

           اخبار ايّام محرم در آبادان

 ** هيئت رزمندگان**

م    مراسم عزاداري سرور شهيدان از شب اول ماه محرم در هيئت رزمندگان واقع در سالن سپاه آبادان ، طبق روال هر سال برگزار گرديد كه از شب پنجم محرم سينه زني  سنتي شروع و تا شب شام غريبان ادامه داشت .

 ** مسجدالنبي(ص)، مسجد سيدعلي النقي**
از شب پنجم سينه زني  سنتي برگزار گرديد كه طبق روال هر سال آقاي حميد دشتي فر (ناخدا) به دعوت باني مسجد سيد علي النقي (حاج چلبي) مداحي كرد و واحد جديد خود را براي اولين بار درآبادان خواند.

در مسجد نبي هم دو نوحه قديمي كه خوانده نشده بود توسط آقاي عيسي پور اجراء ومراسم حجله قاسم و شام غريبان نيز كامل برگزارشد.

 ** حسينية  بوشهريها**

     از شب ششم در حسينية بوشهريها نيز مراسم سينه زني  برگزار گرديد، و نوحه "زجا برخيز عباس برادر من"كه توسط آقاي بهمن كشتكار (ايشان ازپيشكسوتان ذاكري و نوحه سرايي آباداني ميباشدكه بهمراه مداح اهلبيت آقاي منصورشگرفي(شاكري)ساكن شيرازميباشند) ساخته شده بود و سال گذشته نيز خوانده شد مجدداً توسط مداح حسينيه(افشارپور)  تكرار وهمچنين نوحه"أنا مظلوم حسين" پشت واحد براي اولين بار در آبادان توسط ايشان خوانده شد و تا شب سيزدهم مراسم سينه زني همچنان ادامه داشت .

 ** تكيه لين هشت احمد آباد**

     از شب چهارم ماه محرم به دعوت باني تكيه، آقاي حسين كشتكاربه آبادان آمد وتا شب شام غريبان مهمان آباداني ها بود كه واحد و يك نوحه جديد نيز خواند : 
" آيم به قتله گه  كه پيدا كنم تو را      امشب زداغ هجرت چو فردا كنم تو را"

البته اين واحد قبلا توسط رضا صادقي دربندر عباس خوانده شده بود.
وچون نواي بندري- بلوچي دارد از قديم درآبادان توسط ذاكر اهلبيت جناب   غلامحسين رودباري كه از پيشكسوتان ميباشد خوانده شده ودوستان دست اندركاربه نواي آن آشنا بودند.

 

 




تهيه شده توسط ج -افشار در تاريخ شنبه ۲۸ دي ۸۷ ساعت ۰۷:۰۸ | نظرات (7)

السلام عليك يا حسين (ع)


 




تهيه شده توسط ج -افشار در تاريخ يكشنبه ۸ دي ۸۷ ساعت ۰۳:۴۹ | نظرات (0)


تفسيری چند بر اشعار فايز


 

محمد علی دشتی يکی از شاعران هنجار گريزی است که هنجارهای عادی زندگی سيرابش نمی سازد.پس به سوی طبيعتمی گريزد و قواعد ظاهری زبان را می شکند و تشبيهاتی می سازد فرا زبانی و فرا محيطی.زلف را به لام و پيچ و خمهای آن را به بسم الله رحمن رحيم تشبيه می کند و اینجا عشق را می ستايد و زلالی و بيريايی و پاکی آن را و هنگامی که نظامی گنجوی می گويد بسم الله رحمن رحيم هست کليد در گنج حکيم عضمت و ابهت حکمت اگرچه خود زيربنای عشق دارد اما راه وصول را بر آدمی می بندد.

فايز اواره گرد دشتهای گرم جنوب که طبيعت را وسيعتر می بيند جلوه الهی را اشکارته درک می کند و این نه تنها در شعه او بلکه در شعر شاعران ديگر جنوب نيز بخوبی ديده ميشود.اگرچه طبيعت سرزمين فايز خشک و سوخته است و رنگهای مسلط زرد و قهوه ای و خاکی است اما گرمی و حرارت از همين رنگها ساطع است.توجهه به آيات الهی و احاديث نبوی در شعر فايز دشتی به فراوانی يافت ميشود

سر زلف تو جانا لام و ميم است

چو بسم الله رحمن رحيم است

به هفتاد دو ملت برده حسنت

قدم از هجر تو مانند جيم است

لام و ميم تلميحی است از سوره مبارکه بقره و طولانی بودن سوره و تشبيه زلف به سوره در بلندی وفايز پيچ و تاب و دندانه ها و جعد زلف را به دندانه های کلمه بسم الله رحمن رحيم تشبيه نموده است.در مصرع دوم هفتاد و دو ملت اشاره است به هفتاد دو ملت فرقه اسلامی و حديث شريف نبوی که ستفرق امتی اثنی و سبعين فرقه و الناجيه منهم واحده(امت من به هفتاد و دو فرقه تقسيم خواهد شد و يک فرقه ازآن رستگارند)

اگر دانی که فردا محشری نيست

سوال پرسش پيغمبری نيست

بتاز ای اسب جفا تا ميتوانی

که فايز را سپاه و لشکری نيست

همه ميدانيم که محشری و معادی در کار است و سوال و جوابو ثواب و عقاب.در قران مجيد ۴۳ بار کلمه حشر و مترادفات آن است که و اعملوا انکم اليه تحشرون(بدانيد که همه به سوی او محشور می شويد)فايز ميگويد اگر تو اعتقادی به این موضوع نداری پس تا می توانی بر جفای خود بيفزای.

مرا در پيش راهی پر زبيم است

از این ره در دلم خوفی عظيم است

برو فايز مينديش از مهابت

که آنجا حلم با رب رحيم است

اشاره است به آيه مبارکه پنجاه و هفت سوره انعام (ان الحکم الا الله يقص الحق و هو خیر الفاصلين)و آيه شصت و دو همين سوره(ثم ردوا الی الله مولاهم الحق الا له الحکم و هو اسرع الحاسبين)و آيه چهل سوره يوسف (ان الحکم الا الله) و ايه شصت همين سوره (ان الحکم الا الله عليه توکلت و عليه فليتو کل المتوکلون)که نظر اصلی از شعر همين آيه است و باز در سوره قصص می خوانيم.. و له الحکم و اليه ترجعون.

بيا تا برگ گل نارفته بر باد

گلی چينيم بنشينيم دل شاد

بت فايز مکن تاخير چندان

کر تعجيل است عمر آدميزاد

اشاره است به آيه سي و دو الا عراف:و لکل امه اجل فاذا جا اجلهم فلا يساخرون ساعه و لا يستقدمون.

صنم عشق تو همچون نار نمرود

مرا در منجنيق عشق فرسود

خليل اسا رود فايز در آتش

تو قل يا نارکونی برد کن زود

اشاره است به داستان در آتش افتادن ابراهيم و ايه شريفه :قلنا يا نارکونی بردا و سلاما علی ابراهيم.

دل من همچو هد هد در سبا شد

خيالم چون سليمان در قفا شد

دل فايز ز استحضار بلقيس

مثال اصف بن برخيا شد

اشاره به داستان حضرت سليمان و ملکه بلقيس و ماجرای هد هد و هضور بلقيس در بارگاه سليمان

از آيه بيست تا چهل و يك سوره نمل.

زخاک و آتش و از خال از باد

خدا رخسار خوبان را صفا داد

چو چسم ما نظر بگشاد فايز

غضوا ابصارکم را کرد ارشاد

اشاره است به آيه (قل للمومنين يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلک اذکی لهم ان الله خبير بما يصنعون.

يا رب تو جمال آن مه مهر انگيز

آراسته ای به سنبل انبر بيز

پس حکم همی کنی که در وی منگر

این حکم چنان بود که دار و مريز

****

خداوندا تو قهاری تو جبار

تو ستاری و صباری و غفار

زتو هر چه سزد با فايز آن کن

و گرنه من جحيمم را سزاوار

اشاره است به آيات سي و نه سوره يوسف هفده سوره رعد شصت و پنج سوره ص شش سوره زمرچهل و نه سوره ابراهيم و شانزده سوره مومن.لمن الملک اليوم الله الواحد القهار در همه این آيات صفات قهاری و يکتايی خداوند را در ميابيم همچنين صفت جبروت الهی در ايات مختلف بويژه ايه بيست و سه سوره حشر می بينيم:هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس و اسلام المومن المهيمن العزيز الجبار المتکبر سبحان الله عما يشکرون.

دو گيسوی تو جانا ليله القدر

بياض گردن تو مطلع الفجر

ملائک تهنيت گويند فايز

شب وصلت زالف ليل بهتر

که سوره مبارکه قدر را ياد آور می کند با تشبيه گيسو به شب قدر سفيدی گردن به طلوع فجر و شب وصل به شبی که بهتر از هزار شب است.

و در جايی ديگر می گويد:

بدی زلف سياهت ليله القدر

شب وصلت ز الف شهر بهتر

هر آن کس يار فايز ديد گفتا

سلام هی حتی مطلع الفجر

صفات خداوند همچون غفار ستار و کريم که در سوره مختلف قران آمده است نيز در شعر فايزديده ميشود.

خداوندا تو رحمان و رحيمی

به اسرار ضمير من عليمی

از آن فايز گنه کرده که دنست

که تو غفار ستار و کريمی

نگاهی به این شعر او بيندازيم که بی نظير است و بسيار زيباست

قدت طوبا لبت کوثر رخت حور

از این حسن خدايی چشم بد دور

بت فايز زخوبی بی نياز است

بود سر تا قدم نور علی نور

که اشاره ای نيز به آيه شريفه سي و پنج سوره نور دارد.

رخ تو کعبه و محراب ابروت

صفا و مروه آن چشمان جادوت

طواف کوی حسنت حج فايز

حجر آن خال باشد کاوست بروت

*****

که والشمس الضحی روی تو ای يار

شب ديجور گيسوی تو ای يار

که فايز با هم بالا نشينی

فدای حلقه موی تو ای يار

اشاره دارد به سوره مبارکه شمس و الشمس و ضحيها و القمر ازتليها..                                           

با تفحص بيشتر توجه فايز به آيات بيشتر در شعر احساس ميشود و این نشانه ارادت او به حق و به کلام حق است علاوه بر این اردت وی به پيامبر اکرم و ساير معصومين آشکار است.

عسل از معدن زنبور خيزد

کلام الله زکوه طور خيزد

اگر نشنيده ای بشنو فايز

به قبرت يا محمد نور خيزد

                                                               منبع : تاريخ دشتي




تهيه شده توسط ج -افشار در تاريخ يكشنبه ۸ دي ۸۷ ساعت ۰۳:۴۳ | نظرات (0)

فایز شاعری جاودان


 

محمد علی دشتی متخلص به فايز شاعر دلسوخته و مسولی که با شعر خود مردم را به دفاع از ارزشهای بزرگ جامعه ميخواند و تشويق ميکند.کسی که در يک روستای دور آفتاده در سال هزار و دويست و پنجاه به دنيا آمد جايی که نه مکان خوبی برای زندگی کردن بود و  نه مکان خوبی برای فرا گرفتن علم   مکانی بود دور افتاده و محروم.سرزمينی که گرمايش طاقت فرساست و سرمايش استخوان سوز.ولی حکايتی بس زیبا دارد و ما انسانها را سختی ميدهيم تا به درجه کمال برسند.و اما شعر او که برای من تمام نشدنيست و هر روز که ميخوانم با نکات جديدی اشنا ميشوم.فايز درد محروميتهای جامعه خود را در قالب شعری روان می سرايد و همه را تحت تاثير خود قرار ميدهد و به راستی که وقتی شروه خوانان شعر او را می خوانند برای مدتی از این زمين خاکی جدا ميشوی.وقتی که می سرايد:

هنوزم بوی زلفش بر مشام است

هنوزم ذوق لبهايش به کام است

چسان فايز شود از ناله خاموش

مگر آندم که در خاکش مقام است

شخصيت جذاب و پر کار فايز را نمی توان دست کم گرفت شاعری کشاورز بود و پر کار و به شدت رياکران و راحت طلبان را سرزنش ميکرد حال در هر مقام و منسخی که بودند.وقتی که طلاب حوزه علميه بردخون را مورد خطاب خود قرار ميد هد و آنان را سرزنش ميکند اینگونه می سرايد:

مدرسه که بايد تن لاغر کند

تن افسرده رخ اصفر کند

مدرسه کی زيبد این نابخردان

جای اینانست اصطبل خران

زبان نيش دار و طعنه آميز او بسيار تند بوده و هر کس را يارای همياری با فايز نبوده به همين دليل اینگونه می سرايد و از نارفيقها می گويد:

سحر بلبل به گل این داستان داشت

شکايت ها زجور باغبان داشت

سحر فايز ز دست نارفيقان

گهی ناله گهی آه و فغان داشت

اینها هم خود نشان ميدهم که ایشان چقدر به جامعه خويش احساس مسوليت می کرده است به این شعر او دقت کنيد:

دگر شب شد که دل بی تاب گردد

دو چشمم نا ميد از خواب گردد

عجب باريست بر دوش تو فايز

که بر کشتی نهی غرقاب گردد

و جان خود را در همين راه از دست ميدهد و او را تبعيد ميکنند و خود ميداند که راه برگشتی نيست و اینگونه ميسرايد:

بلندی سير عالم ميکنم من

به جای عيش ماتم ميکنم من

خلايق دور فايز جمع گرديد

که فردا در درسر کم ميکنم من

و به این شعر او دقت کنيد که چه زيبا می سرايد که صيرت زيبا مهم است نه ظاهر زيبا:

نه هر سرچشمه ای آب زلالست

نه هر لاله رخی صاحب کمالست

نه هر برگشته بختی هست فايز

نه هر گلدسته خوان مثل بلالست

بنا به وصيت خودش او را در نجف اشرف به خاک می سپارند چون خود اینگونه می سرايد که:

مرا ياران وصيت اینچنين است

که هر کجا که جانان در کمين است

به دوش آنجا بريد تابوت فايز

که جای تربتم آن سر زمين است

و این شعر او که حاکی از جاودانگی شعرش هست به راستی که اینچنين شد خدايش بيامورزد و روحش شاد:

به گلشن تا زگل نام نشانست

حديث بلبل گل در ميانست

جهان تا هست ذکر شعر فايز

ميان دوستان این داستانست




تهيه شده توسط ج -افشار در تاريخ يكشنبه ۸ دي ۸۷ ساعت ۰۳:۳۳ | نظرات (0)

گذری کوتاه بر شرح زندگی مرحوم


 

قریب یک قرن و ربع پیش، در یک خانواده دریانورد بوشهری مردی زندگی می‌کرد به نام « ناخدا احمد» که با کشتی‌های بادبانی علاوه بر این که سر تا سر خلیج‌ فارس را طی کرده بود، تا سواحل هند و افریقا و زنگبار هم دریانوردی نموده بود. ناخدا احمد دو پسر داشت: «ناخدا رضا» که در شط‌العرب و رود کارون، کشتی‌های تجاری را راهنمایی می‌کرد و نیز در حدود سال 1255 هجری شمسی خداوند به ناخدا احمد فرزند ذکور دیگری عطا کرد که او را «عباس» نام نهادند.
عباس تحصیلات ابتدائی را در مکتب خانه فرا گرفت و همین که به سن دوازده سالگی رسید به همراه پدرش به دریانوردی پرداخت و چون استعداد و هوش بسیاری داشت به سرعت در کشتی‌رانی و دریانوردی مهارت یافت.
عباس که بعد‌ها به کاپیتان عباس (ناخدا عباس) شهرت یافت و نام‌‌خانوادگی «دریانورد» را برای خود انتخاب کرد، از راه مفاخرت گوید:


لیک از فضل خداوند کریم ‌ذوالمنن
وارث دریانوردی باشم از جد و پدر

ناخدا عباس در مسافرت‌ها به واسطه‌ی معاشرت و آمیزش با مردم ممالک خارجه به زبان‌های انگلیسی، هندی، آلمانی، فرانسوی و ژاپونی آگاهی کامل داشته و صحبت می‌کرده. « آشنایی وی با سه زبان اول بیشتر مورد تأیید و اتفاق مطلعین است»
از صفات ناخدا عباس می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:
ـ  او مردی متدین و با ایمان بوده و نسبت به خانواده عصمت و طهارت و ائمه اطهار مخصوصاً امام سوم شیعیان ارادت سرشاری داشته است ( در ماه‌های محرم و صفر و ایام عزاداری هر جا که بود در مجالس روضه‌خوانی حاضر می‌شد و بدون هیچ گونه توقعی و با ایمانی پاک، نوحه‌هایی را که خود ساخته بود با آهنگ مخصوص می‌خواند. 
ـ مرحوم ناخدا عباس مردی وطن‌پرست و ایران‌دوست بود و نسبت به ایران عشق می‌ورزید و آرزو داشت که ایران یک بحریه‌ی قومی داشته باشد تا منافع خود را در خلیج فارس حفظ کند و امنیت سواحل و جزایر ایران را تأمین نماید.
3ـ شادروان دریانورد مردی درستکار و صدیق و وظیفه‌شناس بود.
گفتنی‌ست ناخدا دریانورد اولین کاپیتان ایرانی‌ست که به فرماندهی یک کشتی ایرانی منصوب شده است.
می‌گویند ناخدا عباس اولین کسی بوده که مراسم عزاداری امروز‌ی بندر بوشهر را به این شکل در آورده است و ریتم و آهنگ را وارد کرده است. او از شاعران زمان خود بوده است بر اساس احتمالات و شواهد می‌گویند که وی اولین کسی بوده که ساز (پیانو) را وارد ایران می‌کند.
«بعضی‌ از افراد در خصوص آشنایی وی با موسیقی نقل می‌کنند که ظاهراً ناخدا عباس در کشتی تحت فرماندهی خود، پیانویی داشته که آن را به خوبی می‌نواخته است. در همین رابطه می‌گویند از ناخدا عباس تعدادی کاغذ که بر روی آن‌ها نت‌هایی نوشته شده است موجود می‌باشد و خانواده او به تازگی آنها را برای اجرا در اختیار یکی از موسیقی‌دانان قرار داده‌اند که اجرای بعضی از نت‌های موجود شبیه بعضی از آهنگ‌های نوحه ناخدا عباس بوده است.
وی بعد از سال‌ها زندگی در بوشهر، محله‌ی جبری (زیارتی‌ها) به خاطر شرایط کاری‌اش به خوزستان (شاهپور و اهواز) منتقل شد که در آنجا نیز به نوحه‌خوانی پرداخت و شاید اولین کسی بود که نوحه‌خوانی و سینه زنی بوشهر را در خوزستان رواج داد و با این که در اواخر عمر به دلیل کهنسالی توان ایستادن را از دست داده بود بر روی صندلی می‌نشست و برای عزاداران نوحه می‌خواند تا این که سرانجام در سیزده فروردین سال 1332 هـ . ش روی در نقاب خاک پنهان ساخت و به این ترتیب هشتاد و هفت سال زندگی پرماجرای او در اهواز به پایان رسید.
پیکر شادروان دریانورد با مشایعت جمع کثیری از تشییع کنندگان بوشهری و خوزستانی و با حضور عده‌ای از پرسنل نیروی دریایی که غرق در ماتم شده بودند همراه با نواختن سنج و دمام در امام‌زاده علی‌بن‌محمد‌زیار( مهزیار) به خاک سپرده شد و آن طور که نقل می‌کنند بر روی سنگ مزارش این بیت را نوشته‌اند:

من از خدمت این آب و خاک
نیاسوده‌ام جز به وقت هلاک

این چند بیت شعر را مرحوم استاد "محمد شریفیان" در سوگ "نا‌خدا عباس‌دریانورد" سروده است:

تو ای دریانورد آخر به زیر گل وطن کردی
ز هجرت دوستان را به سختی در محن کردی
تو بودی ذاکر شاه شهیدان زاده‌ی زهرا
همیشه یادی از مظلوم بی‌غسل و کفن کردی
پریدی زین قفس بیرون مثال مرغ خوش الحان
بهار آمد عزیز من مگر میل چمن کردی
تو رفتی ناخدا آسوده گشتی از غم دنیا
دل بوشهر‌یان از مرگ خود بیت الحزن کردی


با کمال تشکر از تمام عزیزانی که به موسیقی محلی و مذهبی بندر بوشهر با دیدی باز نگاه می‌کنند.




تهيه شده توسط ج -افشار در تاريخ شنبه ۷ دي ۸۷ ساعت ۰۷:۳۸ | نظرات (2)



آخرین عکس ها































[ 1 ] [ 2 ]   صفحه آخر >

اين فتوبلاگ با استفاده از سيستم رايگان وب فتو راه اندازي شده است